|
ادبی-فلسفی
|
از این کابوس جانفرسا .از این ترس توان فرسا
ار این برزخ از این دنیا
رهایم کن....
برایم قصه خوانی کن
عزیز قصه پردازم
پریزاد پرینازم
رهایم کن .....رهایم کن
من تا تو رفتم و برگشتم.
شبگردی که افتخار نیست ، می خواهم بر گردم...
برایم قصه بگو تا از این کابوس بیدار شوم.....
سلام .