|
ادبی-فلسفی
|
سلام
بمناسبت درخواست های مکرر بینندگان برنامه سینما ماورا و پخش مجدد فیلم بسیار عجیب غریب و پر حرف "زنی در زمستان" می خوام یه قصه براتون بگم تا بفهمید که هر چی تو فیلم باشه وفیلمش هم قشنگ باشه، حتما منطبق بر حقیقت نیست حتی اگه اون فیلم از برنامه سینما ماورا شبکه 4 سیمای جمهوری فخیم اسلامی ایران پخش بشه و "یک دکتر گونه" یک ساعت در مورد اون حرف بزند.
"ببخشید ساعت چنده؟" تا حالا چند صد هزار بار از شما این سوال رو پرسیدند و یا اینکه شما از مردم پرسیدید.اما تا حالا شده یکی از شما بپرسه "ببخشید ساعت چیه؟" "ببخشید ساعت فلان یعنی چی؟" "ببخشید میشه بگید بک ساعت از وقت گذشته یعنی چی؟" یا اینکه "ببخشید اینکه میگی 23 سالمه،یعنی چی؟"و بسیاری از این سوال های خوب که جاشون رو به حرف ها و سوالات مضحک و خسته کننده روزمره دادند.اگه اجازه بدید، دلم می خواد بهتون ثابت کنم که هنوز هیچ چیز در مورد زندگی نمی دونید.لطفا اگه عقلتون میرسه، یا تا حالا به ذهن تنبل و طوطی صفتتون زحمت داید و فکر کردید
1-اگه فرض کنیم که واحد شمارش زمان ثانیه است و مبنای محاسبه ثانیه چرخش الکترون اتم سزیم بدورهسته اش هست.میشه بگید اگه قرار باشه یک ثانیه(یک ثانیه یک دوره از زندگی شماست) را تعریف کنید و اون تعریف بتونه در مورد بقیه زندگی شما توضیح بده، چی می شه گفت؟
2-بر اساس سوال بالا چه زمانی یک ثانیه با یک ساعت برابر میشه؟(خیلی ساده است)
3- اگه معتقد به عالم تجرد هستید ، آیا در اون عالم نیز زمان هست ؟
4-اگه تو عالم تجرد زمان نیست، پس چگونه در اون عالم اتفاقات متوالی میشند؟
5-پس علت و معلول چی میشه؟
6-ایا وقتی 10 ساعت می خوابید و تو اون مدت خواب میبینید که در دنیای خواب مدت بیشتر یا کمتری سپری می شه ، باید گفت که شما 10 ساعت خواب دید؟ یا مثلا 2 روز خوابدیدی؟
7-نسبیت اینشتن چه دخلی می تونه به زندگی شما داشته باشه؟
8-ولش کنید، می ترسم فکر کنید می خوام سر کارتون بزارم پس بجای این مزخرفات که فقط شما رو گیج می کنه بزارید یه بیت شعر حکیمانه براتون بنویسم:
بیچاره آن دلی که گرفتار عقل شد خرم کسی که کره خرآمد الاغ رفت
ز سیلی زن ز سیلی خور
وزین تصویر بر دیوار ترسانم
دراین تصویر عُمر با سوط بی رحم خشایار شا
زند دیوانه وار اما نه بر دریا
به گرده ی من. به رگهای فسرده ی من
به زنده ی تو .به مرده ی من
مرحوم مهدی اخوان ثالث
بزن آتش خلاصم كن از اين سوداي ويرانه
بزن آتش كه نفرين بر من و ما و تو ايشان
براين دنياي پر نيرنگ و اين خواب سفيهانه
بزن آتش كه سرما جان ما خشكاند اما باز
كسي اينجاست ميگريد به آهنگي غريبانه