تبليغاتX
ضیافت
ادبی-فلسفی
بالاخره بعد از ۱۰ تا شعر سیاسی تونستم یه شعر شخصی هم بگم ، ممکنه یکم ایراد داشته باشه اما به خاطر دلایل کاملا شخصی ! مجبورم به جای شعرهای سیاسیم این شعر رو بنویسم.

 

دلم گرفته در این روز های تنهایی

دلم گرفته و حس می کنم که اینجایی

چه روزها که به یادت نشستم و گفتم

مگر شبی به تلافی به خواب من آیی

به میهمانی من آیی و به لبخندی

حضور خلوت انس مرا بیارایی

تفقدی کنی و صحبتی ولو اندک

که دل ز کودک دلبند خویش بربایی

ولی تو رفتی و ایام یک به یک طی شد

نمانده جز غم دوری و نا شکیبایی

دگر به خواب ببینم تورا که خوابم را

معطر از دم مشکین خویش بنمایی

مگر به خواب ببینم دوباره خوابت را

مگر به خواب ببینم دوباره اینجایی

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 13:56  توسط م.ش  |