|
ادبی-فلسفی
|
در این غزل که سرودم تورا به یاد سپردم سپردمت که بمانی اگرچه خویش بمردم
منی که در همه عمرم ، عزیز چون تو ندیدم به روزگار جدایی چه رنجها که نبردم
به گوشه های سکوتم به لحظه های خموشم چه بی بهانه شکستم ، چه عاشقانه فسردم
کنون که در دل دردم، هنوز اسم تو باقیست چه سود اگر که بماندم، چه حیف اگر که بمردم
به هر بهانه که می شد ، غزل برای تو گفتم در این غزل که سرودم ، مدام نام تو بردم